تبليغاتX
Godfather
پنجشنبه 12 دی1387
آخرین پدرخوانده

به نام دوست

سلام به بچه‌های با صفای بلاگفا که با نظرات خوبشون، من را امیدوار می‌کنید. می‌خواستم امروز یکی از کتاب‌هایی که در مورد پدرخوانده‌های مافیایی صحبت کرده و انها را در کتاب خود آورده، را معرفی کنم تا شاید شما این کتاب را گیر آوردید و خواندید من که پیداش نکردم امیدوارم شما پیداش کنید و بخوانید. کتاب خوبی نشان میدهد٬ از نقد ان که این چنین پیداست.

روی جلد کتاب

سال‌ها قبل وقتی در سینمای جهان یک کارگردان نوگرا اثری جذاب به نام "پدر خوانده" را روی پرده برد، کمتر کسی درباره‌ی رمانی صحبت کرد که الهام بخش تالیف فیلمنامه آن فیلم بود. رمانی اجتماعی نوشته ماریو پوزو در سال 1969 میلادی که توانست به معنای واقعی کلمه به لایه‌های درونی واژه مافیا بپردازد. گروهی که گفته می‌شود در بسیاری از کشورهای جهان می‌توان ریشه‌هایی که دوانده را مشاهده کرد.

از گروه‌های رسمی و غیر رسمی فعال در کشتار انسان‌ها، از روسیه گرفته تا دولتی‌های صرب در قتل عام مسلمانان در دهه 90 میلادی و... هیچ کدام نمی‌توانند به تمیزی و شسته‌رفتگی گروه‌های مافیای سیسیل اهداف شیطانی‌شان را به مرحله‌ی اجرا بگذارند.
مسئول اشاعه این تفکر در سراسر جهان را نیز به طور حتم باید "هالیوود" بنامیم چرا که از گروه‌های محلی کاپولا در محله‌های قدیمی سیسیل و ناپل، تصویری پیچیده‌تر از واقعیت و البته جهانی ساخته است تا بتواند به اهداف پشت پرده خود دست یابد.

به گزارش کتاب‌نیوز، "پدرخوانده" روایت زندگی انسان‌های سنتی و عمیقا پرورش یافته در اخلاق و مناسبات عشیره‌ای است که می‌کوشند در جامعه مدرن آمریکایی نه تنها زنده بمانند؛ بلکه رشد کنند و به ثروت‌های کلان دست یابند. نظام قبیله‌ای برای سیسیلی‌های مهاجر کلید جادویی پیروزی بر جامعه مدرن است. جامعه‌ای که بر فردگرایی مفرط استوار است و آنان را به قله‌های قدرت و ثروت در این جامعه رهنمون می‌کند. پوزو در این کتاب هر چند موضوع اصلی خود را گروه‌های جنایتکار ایتالیایی انتخاب کرده است؛ ولی در اصل جامعه آمریکا را به نقد می‌کشد.

حال به نظر شما در اروپای شرقی چگونه می‌توان با گروه‌هایی فعال در یک جزیره تمام دنیا را تحت سلطه‌ی خود درآورد؛ در حالی که بیشتر مراکز جرم و جنایت در آمریکا قرار دارد؟!
در حقیقت پسر عموهای بزرگتر گروه‌های محلی مافیا در سیسیل و ناپل به سادگی می‌توانند دولت‌ آمریکا را در کنار زدن شوروی و بلوک شرق کمک کنند و همین موضوع نیز مبحث اصلی جدیدترین کتاب درباره گروه‌های مافیایی تحت عنوان "آخرین پدرخوانده" نوشته "جان فولاین" است.

وی در کتابش می‌نویسد "مافیای افسانه‌ای هم به فساد کشیده شده است. از نام و معنی‌اش تا سنت و منش‌اش، زیرا نسل‌های جدید احترامی برای پدران و سنتهای‌شان قائل نیستند. متولدین آمریکا دیگر سنت‌های پدران سیسیلی‌شان را نمی‌فهمند. از "اصل" خود که قدرتمند و ثروتمندشان کرده دور شده و نابود می‌شوند و نوبت تقلید دیگران از نام مافیا می‌رسد؛ کلمبیایی‌ها، روس‌ها، چینی‌ها، ژاپنی‌ها و بسیاری دیگر... و اکنون مافیا همه جا هست. از مافیای مواد مخدر و نفت تا مافیای شیر گاو و تره بار و کود حیوانی!"

در "آخرین پدرخوانده" به نظر می‌رسد فولاین بر همان راه قبل ایستاده و سعی در به تصویر کشیدن همان فضاهای قدیمی دارد ولی در اصل از وجود مافیای خطرناک‌تری هشدار می‌دهد که در هرجای جهان نمی‌توان از وجود آنها در امان بود. او معتقد است به طور کلی هرجا که پول باشد باید منتظر ظهور گروه‌هایی بود که می‌توانند با زور و تهدید اهداف خود را پیش ببرند.

کتاب فولاین بیشتر از آنکه داستان و افسانه باشد گزارشی دقیق از حوادث اطراف انسان‌هایی مدرن است که بر خلاف پدران و گروه‌های قدیمی مافیایی که حداقل سنت و احترام به پدران برایشان معنی داشت، امروز به جای فیلم‌های سیاه و سفید قدیمی، پدرخوانده‌هایی رنگی‌ پیدا کرده‌‌اند که برایشان چیزی مهم‌تر از اسکناس‌های رنگی‌تر وجود ندارد.

فولاین با نقل حوادثی شاید واقعی از درگیری بین پلیس ایتالیا و گروه‌های مافیایی که اوج آن را باید قتل قاضی فالکونه در یک انفجار عظیم دانست؛ هر چند از درگیری‌های داخل ایتالیا سخن می‌گوید ولی از گروه‌هایی خبر می‌دهد که این مافیاها را نیز به وحشت می‌اندازند که نمونه آن را می‌توان پخش سریع هروئین در سراسر جهان و بدون حضور مافیای سنتی دانست.

منبع

+ نوشته شده در 20:43 توسط دون کورلئونه. موضوع نقد سینمای.
پنجشنبه 5 دی1387
انیمیشن انتقادی و مستند والس با بشیر

به نام دوست

سلام چند وقتی بود این شرکتی که ازش خدمات میگریم برایم یک مشکل به وجود اورده بود که مجبور شدم تا چندین روز اپی نداشته باشم با این حال از شما پوزش می طلبم. برای امروز یک مطلب خوب از رادیو زمانه خواندم گفتم جالب هست. برای شما هم گذاشتم.

«والس با بشیر» با رویکرد مستندگونه‌اش نمونه‌ای منحصر به فرد در سینمای انیمیشن است. فیلمی که تولید آن چهار سال طول کشیده و نامزد دریافت نخل طلای کن بوده است. تا کنون فیلم انیمیشنی با ویژگی‌های «والس با بشیر» بر پرده سینماها به نمایش درنیامده است.

حرف من در مورد انیمیشن‌های کوتاه نیست که قطعاً نمونه‌های مستند بسیاری در میان آن‌ها دیده می‌شود اما فیلم انیمیشن مستندگونه‌ای که برای نمایش در سالن سینماها ساخته شده باشد با خصوصیات «والس با بشیر»، تا کنون وجود نداشته است.

فیلمی که جنس، فرم و درون‌مایه آن هیچ شباهتی به محصولات انیمیشن کمپانی‌های دریم وورکز و پیکسار، ندارد. اثری اتوبیوگرافیکال، خاطره‌نگارانه و روان‌کاوانه که به شیوه مستند با شخصیت‌هایی واقعی به مرور خاطرات تلخ و تروماتیک اری فولمن، کارگردان فیلم و بازخوانی یک رویداد تاریخی تراژیک در تاریخ معاصر جهان می‌پردازد.

راوی که همان فیلمساز است با تحقیق و پرسش از سربازان هم‌دوره خود و شاهدان عینی یک جنایت عظیم و بی‌رحمانه، آن دوره تاریخی سیاه را مرور می‌کند. زخمی عمیق بر پیکر ملت فلسطین که هرگز درمان نشده است.


نمایی از انیمیشن «والس با بشیر»

حفره سیاه خاطرات
«والس با بشیر»، محصول یک وجدان معذب است. وجدان یک فیلمساز روشنفکر اسرائیلی که حالا به بازخوانی یک فاجعه تاریخی و یکی از بی‌رحمانه‌ترین جنایت‌های تاریخ بشر که خود شاهد آن بوده، پرداخته است.

اری فولمن، سازنده فیلم، کسی است که در ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۲ در زمانی که قتل عام اردوگاه‌های فلسطینی در صبرا و شتیلای لبنان اتفاق افتاده، به عنوان سرباز در آنجا حاضر بوده و ... (به ادامه بروید).


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 13:32 توسط دون کورلئونه. موضوع .