
سلام به همه رهگذره ها که سینما را میفهمند...
این وبلاگ قدیما (بیوگرافی هنرمندان سینما ) نام داشت که تغیر نام داد.
با سخنی از چاپلین شروع میکنم: زندگی در كلوز آپ تراژدی است و درلانگ شات كمدی.
در این وبلاگ میخواهیم به کمک شما مطالب را در عرصه سینما، گردآوری کنیم و به معرفی بزرگان سینما و آثار برجسته این هنر زیبا بپردازیم، همچنین گزارش های که به نظرم خوب و به درد بخور باشد را برای شما مینویسم و گاهی اوقات نقدهای سینمای که از کیفیت بالای برخوردار باشد میگذارم و اگر شد برای دانلود هم فیلمهای کلاسیک و همچنین فیلمهای هنری این دوران را برای شما داریم تا راضی از این سایت بروید.
در مورد خودم:
فیلم های مورد علاقه: پدرخوانده, کازابلانکا, سکوت برها, پیانیست, 21 گرم و...
کارکتر های مورد علاقه: دون ویتو کورلئونه-مارلون براندو در پدرخوانده، ولادیسلاو اشپیلمن-آدرین برودی در پیانیست( The Pianist).
موسیقی متن فیلم: موسیقی فیلم پدرخوانده(1) ساخته نینو روتا.
برخی از دیالوگهای مورد علاقه من:
1- پدرخوانده(1)- دون ویتو کورلئونه- درجلسه سران خانوادههای مافیایی: ببینید من یک آدم خرافاتی هستم اگر اتفاقی واسه پسرم بیافته مثلا صاعقه بزنتش یا یه مامور پلیس بهش شلیک کنه یا تو سلولش خودشو حلق آویز کنه انوقت من بعضی از آدمهای تو این جلسه رو مسئول می دونم. این به نفع هیشکی نیست.
2- پدر خوانده(1)- دون مایکل کورلئونه خطاب به کارلو- همسر کانی: «آه، تو فکر میکنی که میتوانی یک کورلئونه را فریب دهی؟در ادامه...... به من نگو بیگناهی چون به شعورم اهانت میکنی. و چنتا دیالوگ دیگه که اینجا جاش نیست
از یک دیالوگ ایرانی هم خوشم میاد:
(آژانس شیشیهای)میدونی یه گردان بره خط گروهان برگرده بعنی چی؟ میدونی یه گروهان بره خط دسته برگرده یعنی چی؟ میدونی یه دسته بره خط نفر برگرده یعنی چی؟...
کلاً فیلم ایرانی کم نگاه میکنم مگر اینکه فیلمهای مثل طعم گیلاس، خیلیدور خیلی نزدیک و از این قبیل فیلمها...
ببخشید زیاد حرف زدم نمی شد در مورد وبلاگ سطحی بنویسم تازه کلی از حرفها را ننوشتم.اگر انها را مینوشتم چی میشد شما به بزرگواری خودتان ببخشید.
امیدوارم در این وبلاگ به شما خوشگذشته باش.
موفق باشید.
یا علی.
به نام دوست
سلام...
چند روز پیش شنیدم که یکی از هنرمندان سینمایی ایران درگذشت، این هنرمند فرخلقا هوشمند بود که یکی از قدیمیهای سینمایی ایران به حساب میآمد. روحش شاد و یادش گرامی.
معرفی کوتاه: فرخلقا هوشمند با نام اصلی فرخ لقاح پوررسول متولد ۲۵ اسفند ۱۳۰۷. بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون بود. فرخلقا هوشمند سابقه حضور در بیش از ۷۰ فیلم سینمایی را دارد که از میان آنها میتوان به شب قوزی، خواستگار و مجوعه فیلمهای صمد اشاره کرد.

این بازیگر در شهر رشت به دنیا آمد. بازی خود را از تئاتر در گیلان از سال ۱۳۲۴ شروع کرد و تا سال ۱۳۳۵ در این شهر به هنروری مشغول بود و سپس به تهران امد و تا سال ۱۳۴۲ در تئاتر تهران کار کرد. او بازی در سینما را سال ۱۳۳۶ با ایفای نقش کوتاهی در «نردبان ترقی»، با همکاری «پرویز خطیبی» آغاز کرد.
سرانجام او در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۸۸ پس از ۳۲ روز بستری به دلیل عارضهمغزی درگذشت.

او دوران بازیگری را در هنرستان هنرپیشگی زیرنظر عطاءالله زاهد، مجید محسنی و حمید قنبری در سال ۱۲۳۴ آغاز کرد و بلافاصله در تئاتر گیلان فعال شد. از عمده نمایشهایش میتوان از«خسرو و شیرین»، «خسیس» و... نام برد.

او در مجموعههای تلویزیونی و فیلمهایی چون «کوچک جنگلی»، «لبخند زندگی»، «عیاران»، «داستان یک شهر»، «خانه به خانه»، «مدرسه مادربزرگها»، «سوختهدلان»، «تهران ۱۱»، «دردسر بزرگ»، «سایهها»، «چراغ جادو»، «قصههای شهرک»، «دختران»، «مامان آفاق» به ایفای نقش پرداخت. همچنین در فیلمهای سینمایی چون «علی واکسی»، «شب قوزی»، «شوهر آهوخانم»، «کلاغ»، «باشو غریبه کوچک»، «شکار خاموش»، «افسانه آه»، «رنو تهران ۲۹»، «دو نفر و نصفی»، «مسافران»، «چهارشنبه عزیز»، «دو همسفر»، «الو الو من جوجوام»، «همسر»، «بلوف»، «کلاه قرمزی و پسرخاله»، «سفر»، «اشک و لبخند»، «شراره»، «رقص و شیطان» به بازیگری پرداخت.

فرخلقا هوشمند، رضا هوشمند و فرزندانشان فريدون، فرشته و فرخنده.
یادش گرامی.
به نام دوست
سلام، چند روزی بود که مطلبی در مورد سینما اپ نکرده بودم. برای همین امروز رفتم سراغ یه فیلم که به نظر میاد فیلم جالبی باشه. "آلیس در سرزمین عجایب" فیلی که کارگردانی آن را تیم برتون هنرمند زبردست امریکایی بر عهده دارد. برای این که متوجه بشوید این فیلم در چه سبکی خواهد بود،بهتر است فیلمهای مانند: بتمن - بتمن باز میگردد - ادوارد دست قیچی و سوئینی تاد، را به یاد بیاورید.
این فیلم داستانی تکراری برای ما دارد، چرا که از روی داستان مشهور و قدیمی نویسنده انگلیسی لوئیس کارول ساخته شده، و چندین نسخه از ان در بازار موجود است. ولی این بار متفاوت است زیرا با صحنههای روبه رو خواهید شد که تصورش سخت است، دلیل خاصی ندارد که تصور کردن صحنههای این فیلم را اسان بدانیم چون این کار را تیم برتون انجام میدهد.

این فیلم در ۵ مارس سال ۲۰۱۰ میلادی اکران خواهد شد. و ما منتظر شاهکار دیگری از این گروه فیلمسازی هستیم. در گروهای که آقای برتون دور هم گردآورده، نامهای به چشم میخورد که تجربههای زیادی در همکاری مشترک با یکدیگر را دارند.
در این گروه از:
میا واسیکوسکا در نقش آلیس:دختری که عاشق خیال کردن است.
جانی دپ در نقش کلاه دوز دیوانه: یکی از اهالی سرزمین عجایب.
هلنا بونهام کارتر در نقش ملکه سرخ یا ملکه دل(در بازی ورق)با تکه کلام:سرش رو بزنید!
آن هاتاوی در نقش ملکه سفید.
مایکل شین در نقش خرگوش سفید.
آلن ریکمن در نقش کرم ابریشم.
استفان فرای در نقش گربه مرموز.(گربهای که مسیر را نشان میدهد)
مت لوکاس در نقش توییتلبوم و توییتلوبی.(برادران دو قلو)
کریسپین گلوور در نقش قاضی دادگاه دل.
نوها تیلور در نقش خرگوش راه پیما.(دوست کلاه دوز)
النور تاملینسون در نقش فیونا چاتوی،دختری نا مهربان که آلیس از قبل او را میشناخت.
لیندسی دان کان در نقش مادر آلیس
جما پاول در نقش خواهر جدی آلیس.
تیموتی اسپل،کریستوفر لی و جرالدین جیمز دیگر بازیگران این فیلم هستند.
استفاده شد.
به نام دوست
سلام...
امروز وقتی داشتم اخبار رو توی وبلاگها و وبسایتها دنبال میکرد، با خبری روبرو شدم که هیچ انتظارش را نداشتم؛ خبر این بود که مایکل جکسن ستاره موسیقی پاپ در سن ۵۰ سالگی فوت کرد.
کسی نیست که این افسانه موسیقی را به خوبی نشناسد! مایکل جکسن ستارهای که سالها جوانان را با اهنگهای خود مشغول کرده بود و برترین سرگرم کننده تمام دورانها انتخاب شد. او سلطان موسیقی پاپ بود و با ثبت رکورد پرفروشترین آلبوم، نام خود را جاودانه کرد. اگر این اواخر زندگی او را نادیده بگیریم (که همه این مشکلات اواخر زندگی او، این رسانههای زرد بودنند که او را به حاشیه بردنند.) او یکی از نخبگان تاریخ موسیقی به حساب میآید که هیچگاه از اذهان فراموش نخواهد شد.
جوانهای ده ۸۰ و ۹۰ میلادی و یا همان ۶۰ و ۷۰ خودمان، خوب این ستاره را به یاد دارند و خاطرات خوشی را با اهنگهای این خواننده پاپ به یاد میاورند و آهی از ته دل میکشند و به روزهای گذشته فکر میکنند و الی آخر...

معرفی کوتاه از ویکی پدیا: مایکل جوزف جکسن (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشته ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) موسیقیدان، سرگرمیساز و بازرگان آمریکایی بود. فرزند هفتم خانوادهٔ جکسن، او فعالیت حرفهای خود را در عرصهٔ موسیقی از سن ۱۱ سالگی بعنوان یکی از اعضای گروه جکسن فایو آغاز نمود و در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تکخوان شروع کرد. او را سلطان پاپ مینامند، پنج آلبوم از آلبومهای استودیویی او جزء پر فروش ترین آلبومهای جهان هستند: (جدا از بقیه، دلهره آور، بد، خطرناک، تاریخ.)
در اوایل دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی پاپ، و اولین سرگرمی ساز آمریکایی آفریقایی تبار شناخته شد که موج قدرتمند و ساختار شکنی عمیقی را بنیانگذاری نمود، آغاز این موج از شبکهٔ MTV بود. محبوبیت موزیک ویدئوهای او مثل «بیلی جین»، «بزن به چاک» و «Thriller» (دلهره آور)، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک فرم هنری و ابزار تبلیغاتی شد، و شبکهٔ تازه تاسیس MTV را به شهرت رساند. در دههٔ نود نیز ویدئوهایی مثل «Black or White» و «Scream»، آثار جکسن را به طور مداوم در لیست برنامههای اصلی MTV قرار داد. جکسن با اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیدهٔ رقص مثل روبات و مون واک را به محبوبیت رساند. شیوهٔ منحصر به فرد او در موسیقی و سبک آوازش، تعداد بیشماری از هنرمندان هیپ هاپ، پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار داد.
باقی معرفینامه مایکل جکسن را در ویکی پدیا بخوانید.
روحش شاد و یادش گرامی باد این ستاره.
به نام دوست
سلام به رنگ سیاه این روزها !
از ترس این که مباد روزی گرفتار گرداب شوم چیزی نمینویسم. ولی نمیتوان حرفی نزد ! حداقل باید بگویم که از این وضع موجود متاسفم و امیدوارم هر چه سریعتر حق به حقدار برسد تا شاهد اینگونه خون ریزیها نباشیم.

..::..
حامیان موسوی در میدان ازادی روز ۲۵ خرداد ۸۸
پینوشت: امیدوارم ایران ویران نشود ! امیدوارم حق به حقدار برسد.
توضیح: عکسهای متحرک مربوط به حمایت موسوی در ۲۵ خرداد را از سایت جمهور کش رفتم :) انشالله که ما رو حلال کند.
به نام دوست
نخستین تصویر از راسل کرو در هیبت رابین هود منتشر شد. او اخیرا در فیلم State Of Play بازی کرده است. رابین هود را این بار ریدلی اسکات میسازد و باز هم رفیق همیشگیاش را به عنوان بازیگر در کنار خود خواهد داشت. راسل کروی ۴۵ ساله بعد از سال ۲۰۰۰ دوباره به حال و هوای گلادیاتورها بازگشته است.
موها، فیزیک، چهره و تیر و کمان، همه او را شبیه رابین هود می کند اما طبق تصویر خبری از کلاه معرف هود نیست. اما به غیر از این مورد کرو به شدت قرون وسطایی شده است.

این پروژه که تا به امروز رابین هود نام گذاری شده تنها دو هفته است که کلید خورده بنابراین خیلی زود است که تصویری از آن منتشر شود. این فیلم در تابستان آینده اکران خواهد شد.
به نام دوست
سال نو را به شما هموطنان، هنر دوستان و هنرمندان و وبگردها عزیز تبریک عرض میکنم و امیدوارم سال خوب و خوشی را در پیش رو داشته باشید. پس تا سال بعد...

پدرخوانده سال خوبی را برای شما ارزو میکند
یا علی
به نام دوست
فیلم جدید کوئینتین تارانتینو در راه است. این اثر که در برخی رسانهها حرامزادههای گمنام (inglorious bastards) ترجمه شده به زودی در سینماهای دنیا اکران میشود. از مشخصههای اصلی این فیلم حضور ستارهای چون براد پیت در فیلم تارانتینو است. به گفته سایت IMDB این فیلم در ۲۱ آگوست ۲۰۰۹ اکران خواهد شد. این تاریخ برابر است با ۳۰ مرداد ۱۳۸۸ که اکران فیلم در میان فیلمهای سرگرم کننده تابستانی خود نکتهای جالب است. تریلر این فیلم از اینجا قابل دریافت است و پوسترهای زیر، پوسترهای رسمی منتشر شده تا به امروز میباشند.
به نام دوست
شهروندان انگليسی از اوايل خرداد سال آينده به تماشای اپرای «زنها همگی همان جورند» به كارگردانی «عباس كيارستمی» خواهند نشست.
«عباس كيارستمی»، كارگردان و هنرمند سرشناس ايرانی پس از اجرای موفقيتآميز اين اپرا در جشنواره هنری فرانسه، اينبار قصد دارد هنردوستان انگليسی را به تماشای اپرای خود بنشاند.
اجرای اين اپرا از روز بيستونهم می در سالن تئاتر «كوليسئوم» لندن آغاز خواهد شد و تا پنجم ماه جولای ادامه خواهد داشت.
محل اجرای اين اپرا، سالن تئاتر «كوليسئوم» در منطقه وستمينيستر لندن است كه 105 سال قدمت دارد.
در اين مدت، 10 اجرا از اين اپرا بهروی صحنه خواهد رفت.
تهيهكنندگی آن را اپرای ملی انگلستان برعهده دارد و «الاينتيلرهال» دستيار كارگردان است و شش بازيگر نيز اجرای آن را برعهده دارند.
داستان اين اپرا؛ دربارهی دو افسر جنگ است كه میخواهند وفاداری همسران خود را هنگامی كه آنها برای جنگ دور از خانهاند، بيازمايند.
«عباس كيارستمی» پيش از اين در جشنواره هنری فرانسه اين اپرا را اجرا كرده بود و تماشاگران فرانسوی در توصيف آن، گفته بودند:«صميمیترين، مهربانترين و انسانیترين اجرایی» است كه تاكنون از اين اپرا ديدهاند.
منبع: سینمایی ما
به نام دوست
برای سلامتیاش دعا کنیم؛
ایرج قادری کارگردان و بازیگر سینمای ایران که بیش از نیم قرن در این حوزه فعالیت داشته، این روزها در بیمارستانی در تهران بستری است. او که قرار بود کار ساخت یک مجموعه تلویزیونی را آغاز کند، مجبور است که برای مدتی از فعالیت دور باشد. در آغاز سال نو برای سلامتیاش دعا کنیم.

منبع : سینمای ما
به نام دوست
سيد علی ميری بازيگر قديمی تئاتر و سينما بامداد امروز ـ 12 اسفند ماه در بيمارستان آبان تهران از دنيا رفت. به گزارش بخش سينمایی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اين هنرمند به دليل عارضه قلبی درگذشت و مراسم تشييع پيكر او ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 14 اسفند ماه از مقابل خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) انجام میشود.

اين هنرمند متولد 1318 رشت و دارای مدرک تحصيلی ديپلم بود كه از كلاسهاي آزاد هنرپيشگی در جامعه باريد فارغالتحصيل شده بود، او فعاليت خود را در تئاتر از سال 1341 آغاز كرد و در سينما نيز از سال 1343 با بازی در آثاری همچون «شيطان در میزند» ، «ديوار شيشهای» ، «به دادم برس رفيق» و «سرنوشتسازان» و ... نام برد.
همچنين انجمن تئاتر آزاد نيز به عنوان متولی برگزاری مراسم با انتشار نمابری در گذشت اين هنرمند را تسليت گفت و اعلام كرد: مراسم ختم اين هنرمند از ساعت 14 تا 15:30 روز جمعه 16 اسفند ماه در مسجد نور ميدان فاطمی برگزار میشود.
ما هم از طرف وبلاگ پدخوانده٬ فوت این هنرپیشه را به تمام هنر دوستان تسلیت عرض میکنیم.
به نام دوست
سلام٬ امروز یا همان دیروز مراسم ِ اسکار برگذار شد و همان طور که بنده پیش بینی کرده بودم فیلم "میلیونر زاغه نشین" برنده اسکار شد؛ "میلیونر زاغه نشین" هشت تا از اسکارها را برای خود اختصاص داد و برنده بهترین فیلم جشنواره معتبر اسکار شد.
هشتاد و یکمین دوره از جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، اسکار، یکشنبه شب گذشته به جشنی برای تهیهکنندگان و سازندگان فیلم انگلیسی میلیونر زاغهنشین تبدیل شد.
میلیونر زاغهنشین ساخته دنی بویل که در ۱۰ رشته از جایزه اسکار نامزد شده بود هشت جایزه از جمله بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را از آن خود کرد. در تاریخ جایزه اسکار تنها هفت فیلم دیگر توانستهاند هشت جایزه یا بیشتر را تصاحب کنند.
در رشته بازیگری، اعضای آکادمی اسکار میکی رورک در فیلم کشتیگیر را نادیده گرفتند و جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در فیلم میلک ساخته گاس ونسنت به شان پن دادند تا دومین اسکار خود بعد از اسکار بازی در فیلم رود مرموز را به خانه ببرد.
در رشته بهترین بازیگر نقش اول زن نیز کیت وینسلت برای بازی در فیلم کتابخوان در نقش یک شکنجهگر سابق نازی اسکار گرفت و پس از شش بار نامزدی اسکار در شش سال متناوب بالاخره میتواند جایزه اسکار را هم به کلکسیون جوایز خود اضافه کند.
جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مرد نیز به بازیگر فقید هالیوود، هیث لجر، برای بازی در فیلم شوالیه تاریکی تعلق گرفت، و از میان زنان پنهلوپه کروز، بازیگر اسپانیایی، با او همراه شد و برای بازی در فیلم آخر وودی آلن با عنوان ویکی، کریستینا، بارسلونا اسکار بهترین بازیگر نقش دوم زن را از آن خود کرد.
اسکار بهترین فیلم خارجی نیز به فیلم ژاپنی وفاتها تعلق گرفت.
اسکار بهترین فیلم انیمیشن نیز به فیلم کمپانی والت دیزنی با عنوان وال – ای رسید که هم نظر منتقدها را به خود جلب کرده و هم در گیشه موفقیت بسیار داشته است.
در رشته فیلمنامه هم اسکار بهترین فیلمنامه اریژینال به فیلم میلک و اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی به فیلم میلیونر زاغهنشین رسید که بر اساس رمانی به قلم یک دیپلمات سابق هندی نوشته شده است.
اسکار بهترین فیلم مستند هم به فیلم انگلیسی مرد روی سیم ساخته جیمز مارش رسید.
میلیونر زاغهنشین که پیشتر نیز اغلب جوایز مهم سینمایی از جمله گلدن گلوب و بفتای این فصل از جوایز سینمایی را تصاحب کرده بود در ابتدا آن قدر مهجور بود و کسی به آن امید نداشت که قرار بود بدون نمایش در سینماها فقط به شکل دیویدی به بازار عرضه شود.
فیلم دنی بویل، کارگردان فیلمهای قطاربازی و آفتاب، از این لحاظ سرنوشتی همچون قهرمان داستان خود پیدا کرد که از هیچ به همه چیز میرسد.
دو فیلم شک و فراست – نیکسون هم که هر یک در پنج رشته نامزد اسکار شده بودند در مراسم شب گذشته کاملا نادیده گرفته شدند و دست خالی به خانه رفتند.
به نام دوست
جايزه «تمشک طلایی» بدترين فيلم سال 2008 هاليوود به «عشق گورو» رسيد.
به گزارش ايسنا، مراسم اعطای جوايز «تمشك طلایی» براي بدترينهای سال سينمای آمريكا شبگذشته در لسآنجلس برگزار شد و فيلم كمدی «عشق گورو» ساخته «مايک ميرز» جايزه بدترين فيلم را دريافت كرد.
اين فيلم همچنين تمشک طلایی بدترين فيلمنامه و بدترين بازيگر مرد را نيز كسب كرد.
به گزارش خبرگزاری رويترز، «پاريس هيلتون» امسال سه جايزه تمشك طلایی یرا دريافت كرد و از اين لحاظ با ركورد «ادی مورفی» در سال گذشته برابری كرد. وي براي فيلم «هاتی و ناتی» بدترين بازيگر زن انتخاب شد و براي فيلم «Repo» بدترين بازيگر نقش مكمل زن و بدترين زوج سينمایی را دريافت كرد.
«پيرس بروس» براي فيلم «ماما ميا» جايزه بدترين بازيگر نقش مكمل مرد را دريافت كرد. همچنين فيلم
«اينديانا جونز و قلمروی جمجمه بلورين» تمشک بدترين فيلم دنبالهدار را كسب كرد.
در ضمن مراسم ِ اسکار در حال برگزاری هست و میتوانید با پرداخت ۱۰۰۰ دلار به تماشای انلاین ان بپردازید ! به محض انتشار اخبار مربوط به برندگان جوایز اسکار وبلاگ را به روز خواهیم کرد.

جمعآوری آرای اعضای آکادمی علوم و هنرهای سينمايی (اسکار) برای گزينش برندگان جوايز هشتاد و يکمين دوره اسکار، مهمترين جایزه سينمايی جهان، روز سهشنبه به پايان میرسد.
حال پس از سر آمدن زمان ارسال آرای اعضای آکادمی، زمان کمی تا شمارش آرا باقی مانده است تا روز يکشنبه ۲۲ فوريه، چهارم اسفندماه، ميليونها نفر در سراسر جهان شاهد نتايج اين رایگيری باشند.
۵۸۱۰ عضو آکادمی علوم و هنرهای سينمايی مهمترين جوايز سينمايی سال را در ۲۴ بخش اعلام خواهند کرد.
فيلمهای «مورد عجيب بنجامين باتن» ساخته ديويد فينچر، «ميليونر زاغهنشين» ساخته دنی بويل، «فراست – نيکسون» از ران هاوارد، «ميلک» ساخته گاس ون سنت و «کتابخوان» از استيون دالدری نامزدهای جایزه بهترين فيلم سال هستند. اين پنج فيلم از ميان ۲۸۱ فيلم مورد بررسی آکادمی برگزيده شدهاند.
در ميان فيلمهای امسال «مورد عجيب بنجامين باتن» با نامزدی در ۱۳ بخش، «ميليونر زاغهنشين» با نامزدی در ۱۰ رشته، «شواليه تاریکی» و «ميلک» با هشت نامزدی اسکار از مهمترين فيلمهای سال ۲۰۰۸ به شمار میروند.
در ميان بازيگران مرد، برد پيت (مورد عجيب بنجامين باتن)، شان پن (ميلک)، فرانک لانجلا (فراست – نيکسون)، ريچارد جنکينز (مهمان) و ميکی رورک (کشتیگير) نامزدهای دريافت بهترين بازيگر مرد هستند.
نامزدهای اسکار بهترين بازيگر زن، کيت وينسلت (کتابخوان)، آن هاتاوی (ريچل ازدواج میکند)، آنجلينا جولی (بچه اشتباهی)، مليسا لئو (رود يخزده) و مريل استريپ (ترديد) هستند.
نامزدهای اسکار بهترين فيلم غيرانگليسیزبان نيز عبارتند از «کلاس» از لورن کانته (فرانسه)، «عقده بادرماينهوف» ساخته اولی ادل (آلمان)، انيميشن «والس با بشير» از آری فولمن (اسرائيل)، «خروجی» از يوجيرو تاکيتا (ژاپن) و «انتقام» از گتس اشپيلمان (اتريش).
امسال مراسم هشتاد و يکمين دوره اسکار در سالن «کداک تياتر» لس آنجلس با تغييراتی برگزار خواهد شد.
هیو جکمن، بازيگر استراليايی که در آخرين فيلمش، «استراليا»، با نيکول کيدمن همبازی بود، اجرای اين مراسم را بر عهده دارد.
همچنين آکادمی علوم و هنرهای سينمايی تصميم گرفته است اسامی برندگان اسکار امسال تا لحظه اهدای جوايز پنهان بماند. به همين خاطر اکثر شخصيتهايی که جوايز اسکار را اهدا خواهند کرد بر فرش قرمز مراسم در برابر رسانههای گروهی ظاهر نخواهند شد.
علاوه بر اين ترانههای نامزد اسکار قرار است به شکل قطعه موسيقی آميخته معرفی شوند. موردی که پيتر گابريل، خواننده، آهنگساز و ترانهسرای معروف بريتانيايی که برای ساخت ترانه انيميشن «وال – ای» نامزد اسکار است، با آن مخالفت نمود و عدم شرکت خود در مراسم را اعلام کرد.
منبع: رادیو فردا
به نام دوست


به نام دوست
سلام...
برخلاف نظر مردم و تماشاگرانه فیلمهای جشنواره و برخی از منتقدین سینما که بر این باور بودن فیلم «درباره الی» برترین فیلم این جشنواره است٬ فیلم واروژ کریممسیحی به نام "تردید" به عنوان برترین فیلم این جشنواره انتخاب شد. بعضی از دوستان به این علت که فیلم "درباره الی" انتخاب نشده مثل گذشته از جشنواره و داوران آن خورده گرفتهاند و به ناداوری در جشنواره اشاره کردند که به نظر من با حضور حاتمی کیا و رشیدی فکر نکنم این اتفاق رخ داده باشد٬ و اگر خودم فیلمها را میدیدم میتوانستم نظر خودم را در این باره بدهم ولی از این کار به همین علت که گفتم خوداری میکنم.

در ادامه میتوانید لیست کامل برندگان را ببینید و فیلم مربوط به اختتامیه را دانلود کنید.
به نام دوست
سلام به همه شما هنر دوستان. امروز با خبر شدم که لیست نامزد های این دور از جشنواره فیلم فجر اعلام شده و بر این شدم تا این لیست را برای کسانی که مشتاق این هستن که بدانند چه کسانی در این دوره می توانند جوایز را ببرند اپ کنم.

هيئت داوران بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر، اسامی نامزدهای سيمرغ بلورين 14 بخش مختلف جشنواره را اعلام كردند.
نامزدهای بهترين كارگردانی:
عبدالرضا كاهانی (بيست)، حسن فتحی (پستچی سه بار در نمیزند)، واروژ كريم مسيحی (ترديد)، تهمينه ميلانی (سوپر استار)، بهرام بيضايی (وقتی همه خوابيم)، اصغر فرهادی (درباره الی ...)
نامزدهای بهترين فيلمنامه:
حسين مهكام و عبدالرضا كاهانی (بيست)، واروژ كريم مسيحی (ترديد)، اصغر فرهادی (درباره الی...)، فريد مصطفوی و ابوالحسن داوودی (زادبوم)، تهمينه ميلانی (سوپر استار)، پرويز شهبازی (عيار 14).
برای دیدن لیست به ادامه بروید
به نام دوست
سلام ...
بابت این غیبت چند روز که علت ان اغاز امتحانات بود از شما عذر میخواهم. و باز مثل گذشته میخواهم وبلاگ را با طالب جدید به روز کنم . این روز ها که بازار جشنوارههای داخلی و خارجی گرم است . ما هم استفاده میکنیم و از چند روز بعد گذارشهایی از این مراسم را خواهیم داشت.
برای امروز هم یک نقد خوب بر یکی از شاهکارهای سینمایی جهان را خواندم و به نظر خوب بود و برای وبلاگ اماده کردم. امیدوارم خوشتان بیایید !

جولی، زنی است که زندگی خوبی دارد و اساسا نگرشش به زندگی نیز مثبت است. او خانواده کوچکی داشت و به آنها عشق می ورزید. این دوست داشته شدن از طرف همسر را جولی میگوید و این دقیقا زمانی اتفاق می افتد که جولی از روابط پنهانی شوهرش بی خبر بوده.
همسر جولی موسیقیدان بنام و بزرگی است او قطعات مشهور بسیاری را تاکنون نوشته و به اجرا در آورده و اکنون در حال کار کردن بر روی یک پروژه بزرگ است. این خانواده یک عضو کوچک دیگر هم دارد. آنا دختر آنهاست. در حالی که این خانواده در حال سفر با اتومبیل هستند، ترمز ماشین دچار نقص می شود و نهایتا با درختی تصادف می کنند و دقیقا می توان گفت که بعد از مرگ دختر و همسر جولی فیلم آبی، یکی از سه قسمت تریلوژی رنگها، آغاز می شود.
ژولیت بینوش به نقش جولی بعد از این سانحه، وقتی که در بیمارستان بستری است متوجه می شود که همسر و دخترش...
برای خواندن باقی متن به ادامه بروید
به نام دوست
سلام به بچههای با صفای بلاگفا که با نظرات خوبشون، من را امیدوار میکنید. میخواستم امروز یکی از کتابهایی که در مورد پدرخواندههای مافیایی صحبت کرده و انها را در کتاب خود آورده، را معرفی کنم تا شاید شما این کتاب را گیر آوردید و خواندید من که پیداش نکردم امیدوارم شما پیداش کنید و بخوانید. کتاب خوبی نشان میدهد٬ از نقد ان که این چنین پیداست.

سالها قبل وقتی در سینمای جهان یک کارگردان نوگرا اثری جذاب به نام "پدر خوانده" را روی پرده برد، کمتر کسی دربارهی رمانی صحبت کرد که الهام بخش تالیف فیلمنامه آن فیلم بود. رمانی اجتماعی نوشته ماریو پوزو در سال 1969 میلادی که توانست به معنای واقعی کلمه به لایههای درونی واژه مافیا بپردازد. گروهی که گفته میشود در بسیاری از کشورهای جهان میتوان ریشههایی که دوانده را مشاهده کرد.
از گروههای رسمی و غیر رسمی فعال در کشتار انسانها، از روسیه گرفته تا دولتیهای صرب در قتل عام مسلمانان در دهه 90 میلادی و... هیچ کدام نمیتوانند به تمیزی و شستهرفتگی گروههای مافیای سیسیل اهداف شیطانیشان را به مرحلهی اجرا بگذارند.
مسئول اشاعه این تفکر در سراسر جهان را نیز به طور حتم باید "هالیوود" بنامیم چرا که از گروههای محلی کاپولا در محلههای قدیمی سیسیل و ناپل، تصویری پیچیدهتر از واقعیت و البته جهانی ساخته است تا بتواند به اهداف پشت پرده خود دست یابد.
به گزارش کتابنیوز، "پدرخوانده" روایت زندگی انسانهای سنتی و عمیقا پرورش یافته در اخلاق و مناسبات عشیرهای است که میکوشند در جامعه مدرن آمریکایی نه تنها زنده بمانند؛ بلکه رشد کنند و به ثروتهای کلان دست یابند. نظام قبیلهای برای سیسیلیهای مهاجر کلید جادویی پیروزی بر جامعه مدرن است. جامعهای که بر فردگرایی مفرط استوار است و آنان را به قلههای قدرت و ثروت در این جامعه رهنمون میکند. پوزو در این کتاب هر چند موضوع اصلی خود را گروههای جنایتکار ایتالیایی انتخاب کرده است؛ ولی در اصل جامعه آمریکا را به نقد میکشد.
حال به نظر شما در اروپای شرقی چگونه میتوان با گروههایی فعال در یک جزیره تمام دنیا را تحت سلطهی خود درآورد؛ در حالی که بیشتر مراکز جرم و جنایت در آمریکا قرار دارد؟!
در حقیقت پسر عموهای بزرگتر گروههای محلی مافیا در سیسیل و ناپل به سادگی میتوانند دولت آمریکا را در کنار زدن شوروی و بلوک شرق کمک کنند و همین موضوع نیز مبحث اصلی جدیدترین کتاب درباره گروههای مافیایی تحت عنوان "آخرین پدرخوانده" نوشته "جان فولاین" است.
وی در کتابش مینویسد "مافیای افسانهای هم به فساد کشیده شده است. از نام و معنیاش تا سنت و منشاش، زیرا نسلهای جدید احترامی برای پدران و سنتهایشان قائل نیستند. متولدین آمریکا دیگر سنتهای پدران سیسیلیشان را نمیفهمند. از "اصل" خود که قدرتمند و ثروتمندشان کرده دور شده و نابود میشوند و نوبت تقلید دیگران از نام مافیا میرسد؛ کلمبیاییها، روسها، چینیها، ژاپنیها و بسیاری دیگر... و اکنون مافیا همه جا هست. از مافیای مواد مخدر و نفت تا مافیای شیر گاو و تره بار و کود حیوانی!"
در "آخرین پدرخوانده" به نظر میرسد فولاین بر همان راه قبل ایستاده و سعی در به تصویر کشیدن همان فضاهای قدیمی دارد ولی در اصل از وجود مافیای خطرناکتری هشدار میدهد که در هرجای جهان نمیتوان از وجود آنها در امان بود. او معتقد است به طور کلی هرجا که پول باشد باید منتظر ظهور گروههایی بود که میتوانند با زور و تهدید اهداف خود را پیش ببرند.
کتاب فولاین بیشتر از آنکه داستان و افسانه باشد گزارشی دقیق از حوادث اطراف انسانهایی مدرن است که بر خلاف پدران و گروههای قدیمی مافیایی که حداقل سنت و احترام به پدران برایشان معنی داشت، امروز به جای فیلمهای سیاه و سفید قدیمی، پدرخواندههایی رنگی پیدا کردهاند که برایشان چیزی مهمتر از اسکناسهای رنگیتر وجود ندارد.
فولاین با نقل حوادثی شاید واقعی از درگیری بین پلیس ایتالیا و گروههای مافیایی که اوج آن را باید قتل قاضی فالکونه در یک انفجار عظیم دانست؛ هر چند از درگیریهای داخل ایتالیا سخن میگوید ولی از گروههایی خبر میدهد که این مافیاها را نیز به وحشت میاندازند که نمونه آن را میتوان پخش سریع هروئین در سراسر جهان و بدون حضور مافیای سنتی دانست.
به نام دوست
سلام چند وقتی بود این شرکتی که ازش خدمات میگریم برایم یک مشکل به وجود اورده بود که مجبور شدم تا چندین روز اپی نداشته باشم با این حال از شما پوزش می طلبم. برای امروز یک مطلب خوب از رادیو زمانه خواندم گفتم جالب هست. برای شما هم گذاشتم.
«والس با بشیر» با رویکرد مستندگونهاش نمونهای منحصر به فرد در سینمای انیمیشن است. فیلمی که تولید آن چهار سال طول کشیده و نامزد دریافت نخل طلای کن بوده است. تا کنون فیلم انیمیشنی با ویژگیهای «والس با بشیر» بر پرده سینماها به نمایش درنیامده است.
حرف من در مورد انیمیشنهای کوتاه نیست که قطعاً نمونههای مستند بسیاری در میان آنها دیده میشود اما فیلم انیمیشن مستندگونهای که برای نمایش در سالن سینماها ساخته شده باشد با خصوصیات «والس با بشیر»، تا کنون وجود نداشته است.
فیلمی که جنس، فرم و درونمایه آن هیچ شباهتی به محصولات انیمیشن کمپانیهای دریم وورکز و پیکسار، ندارد. اثری اتوبیوگرافیکال، خاطرهنگارانه و روانکاوانه که به شیوه مستند با شخصیتهایی واقعی به مرور خاطرات تلخ و تروماتیک اری فولمن، کارگردان فیلم و بازخوانی یک رویداد تاریخی تراژیک در تاریخ معاصر جهان میپردازد.
راوی که همان فیلمساز است با تحقیق و پرسش از سربازان همدوره خود و شاهدان عینی یک جنایت عظیم و بیرحمانه، آن دوره تاریخی سیاه را مرور میکند. زخمی عمیق بر پیکر ملت فلسطین که هرگز درمان نشده است.

نمایی از انیمیشن «والس با بشیر»
حفره سیاه خاطرات
«والس با بشیر»، محصول یک وجدان معذب است. وجدان یک فیلمساز روشنفکر اسرائیلی که حالا به بازخوانی یک فاجعه تاریخی و یکی از بیرحمانهترین جنایتهای تاریخ بشر که خود شاهد آن بوده، پرداخته است.
اری فولمن، سازنده فیلم، کسی است که در ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۲ در زمانی که قتل عام اردوگاههای فلسطینی در صبرا و شتیلای لبنان اتفاق افتاده، به عنوان سرباز در آنجا حاضر بوده و ... (به ادامه بروید).
به نام دوست
سلام من به دلایلی نتوانستم تو وبلاگ جدید در سرویس بلاگها به انتشار مطالب بپردازم. پس همین بلاگفا را عشقه که بدونه دردسر میشه مطلب رو انتشار داد حال بگذریم که میخواهد مسدود بشه یا نه. یکی از دلایل اصلی این عمر این بود که بلاگها به دلیل زیر مجموعه بودن وردپرس هنوز به خوبی نمیتواند خدمات ارائه بدهد. خلاصه برگشتیم به همینجا تا پیش بچههای بلاگفا خوش باشیم.
و اما در مورد مطلب امروز یک نقد خوب از فیلم راننده تاکسی که فکر نکنم احتیاجی به معرفی داشته باشه را روی وب دیدم وخوشم امدم، بطبع وقتی پدرخوانده از یک مطلب خوشش بیایید خواه ناخواه باقی هم باید از آن خوششان بیایید.

نام فیلم: راننده تاکسی (Taxi Driver)
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
فیلم نامه: پل شریدر
بازیگران: رابرت دنیرو، جودی فاستر، آلبرت بروکس، هاروی کیتل، لیوناردو هریس، پیرت بویل و سبیل شپارد
راجر ایبرت ۱ ژانویه ۱۹۷۶
نباید از “راننده تاکسی” صرفا به عنوان یک فیلم نیویورکی یاد شود، فیلم درباره یک شهر نیست بلکه درباره تاب و توان یک “نفس” است و به این خاطر اسکورسیزی نیویورک را انتخاب کرده است چون عناصر وجودی در این شهر، عقده های او را تغذیه و تقویت میکنند. اسم این مرد تراویس بیکل است. او تقنگدار دریایی، قهرمان جنگ ویتنام، نویسنده نامه هایی از روی وظیفه شناسی به والدینش، راننده تاکسی و آدم کش است. فیلم به ندرت از شخصیت او دور می شود و بطور شگفت انگیزی یک راه معقول را برگزیده است از اینکه او چطور شهر را می بیند و چطور به آن اجازه می دهد که به او آسیب برساند.
برای خواندن متن کامل به ادامه بروید
به نام دوست
سلام دارم خدمت همگی شما …
برای امروز میخواهم یک فیلم ایرانی خوب را معرفی کنم و یک گزارش از سخنرانی کارگردان و نویسنده این فیلم برای شما در وبلاگ قرار بدم تا بیشتر با این فیلمساز ایرانی اشنا بشوید و بدانید که یک فیلم ساز که هدفش ساخت فیلم هنری است چه دغدغه ای در ایران دارد.

عنوان فیلم: چند کیلو خرما برای مراسم تدفین
محصول سال : ۱۳۸۴
به کارگردانی و نویسندهگی : سامان سالور
با هنرمندی :
محسن تنابنده
نادر فلاح
محسن نامجو
محمود نظرعلیان
حسن رشیدقامت
رضا طرهانی
مشخصات دیگر فیلم
مدت فیلم: ۸۵ دقیقه
کشور: ایران
زبان: فارسی
رنگ: سیاه و سفید
صدا: Mono
خلاصه داستان:
صدی و یدی، کارگران پمپ بنزینی قدیمیاند که به علت عوض شدن مسیر جاده اصلی، چندی است که متروک مانده. «یدی» که دل در گرو دختری در شهر مجاور دارد، در قبال پرداخت مبلغی به عباس اسماعیلی، پستچی ساده دل منطقه، نامههای عاشقانهاش را به عشق نادیدهاش میرساند و منتظر ورود صاحبان پمپ بنزین و دریافت طلبهای معوقه کارش است تا بتواند زندگی مشترکش را آغاز کند، غافل از اینکه پستچی، دلباخته دختر است.
سامان سالور کارگردان سینما که عصر روز گذشته _ یکشنبه ۱۰ آذرماه _ در جلسه نمایش و نقد و تحلیل فیلمش«چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» در دانشکدهی هنرهای زیبا سخن گفت : این سخنرانی را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید.
به نام دوست
سلام دارم خدمت عزیزانی که به وبلاگ ما سر میزنند.
من امروز در مورد سینما مطلبی ندارم فقط میخواستم یک اطلاعیه برای وبلاگ بدم. من چند وقتی بود میخواستم پا را فراتر بگذارم و مطالبی نسبتن خلاف مقررات کشور(که به نظر خودم خلاف نیست، ولی چه کنیم که نمیتوان با زبان خوش گفت که این مطلب مشکل ندارد لطفاً وبلاگ را مسدود نکنید) را انتشار بدهم، ولی چون بلاگفا در چند سوت امکان مسدود کردن وبلاگ را فراهم میکند، ما هم بر این شدیم که وبلاگ را به یک سرویس مطمئنتر انتقال بدهیم تا حد اقل اگر مسدود شد ان وبلاگ مسدود شود و این مدت زحمت ما یک دفعه بر باد نرود.
پس متن اطلاعیه از این قرار شد که ما وبلاگ را به این ادرس: www.godfather.bloghaa.com انتقال دادیم تا راحت تر بنویسم. این بدان منظور نیست که ما این وبلاگ را تعطیل کردیم، در واقع مطالبی را که ممکن است باعث مسدود شدن وبلاگ گرد را در وبلاگ جدید و مطلب که از نظر قوانین کشور مشکل ندارد را هم میتوانید در اینجا بخوانید و هم میتوانید در وبلاگ جدید بخوانید.
به امید دیدار و به امید روزی که بدون ترس به انتشار مطالب بپردازیم.
موفق باشید.
یا علی![]()
به نام دوست
سلام به همه شما که این وبلاگ را انتخاب کردید برای مطالعه.
دیشب یک فیلم که تازه به دستم رسیده بود را دیدم و به نظرم فیلم خوبی امد و برای همین مطلبی در مورد ان برای وبلاگ اماده کردم و خواستم ان را معرفی کنم تا شما هم این فیلم را بگیرید، ببینید و لذت ببرید. فیلم خیلی زیبایست شاید چیز تازهای از ان بیآموزیم.
عنوان فارسی: کارامل
محصول سال: 2007 ( اولين عرضه در May 20 )
ژانر: کمدی ، درام
به کارگردانی: Nadine Labaki
فيلم نامه: نوشتهی Rodney El Haddad ، Jihad Hojeily ، Nadine Labaki
با هنرمندی:
Nadine Labaki در نقش Layale
Yasmine Elmasri در نقش Nisrine
Joanna Moukarzel در نقش Rima
Gisèle Aouad در نقش Jamale
Adel Karam در نقش Youssef
Sihame Haddad در نقش Rose
Aziza Semaan در نقش Lili
Fatmeh Safa در نقش Siham
Dimitri Staneofski در نقش Charles
Fadia Stella در نقش Christine
Ismaïl Antar در نقش Bassam
Yousra Karam در نقش Salon client
Victoria Bader در نقش Salon client
آهنگساز: Khaled Mouzannar
اين فيلم با نام های :
Caramel (
Karamel (
Caramelo (Argentina) (festival title)
Karmel (Poland)
نيز شناخته مي شود.
محصول مشترک: France ، Lebanon
لوکيشن: Beirut, Lebanon
زبان ها: Arabic ، French
صدا: Dolby Digital
رده بندی سنی: PG بعضی بخشها ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
زمان فیلم: 95 دقیقه
برای خواندن نقد کوتاهی از فیلم که خودم زحمت ان را کشیدم به ادامه مطلب بروید.
اش دهن سوزی نیست ولی امیدوارم که شما را راضی کرده باشم.
به نام دوست
سلام به شما که لطف دارید و به وبلاگ ما سر میزنید، من برای امروز یکی از گفتگوهای جالب رادیویی را برای شما اماده کردم که، فایل صوتی؛ گفت و گوی فرزاد حسنی با ابراهیم حاتمی کیا در رادیو گفت و گو هست. و همینطور متن این گفت و گوی را برای شما اماده کردیم که امیدواریم که شما با خواندن آن لذت ببرید.

برای دانلود این فایل از اینجا میتوانید اقدام کنید.
برای خواندن متن گفت و گوی فرزاد حسنی عزیز و استاد حاتمی کیا میتوانید به ادامه مطلب بروید.
به نام دوست
سلام بر شما
برای امروز قصد دارم که یک فیلم که ساخت سال 2004 برای شما معرفی کنم تا شاید شما هم این فیلم که بسیار زیبا هست را دیدید و لذت بردید. این فیلم ساخته Brad Anderson است که فیلمنامه ان را Scott Kosar نوشته است و این کارگردان به زیبای هرچه تمام به تصویر کشیده است .در این فیلم هنرمندی چون Christian Bale (هنرپیشه نقش اصلی بتمن) به ایفای نقش پرداخته که این اثر را به یکی از زیباترین فیلمهای سینما تبدیل کرده است.
Maquinista, El :
عنوان فارسی : ماشين ساز
محصول سال : 2004
ژانر : درام ، رمزآلود ، مهيج
به کارگردانی : Brad Anderson
فيلم نامه : نوشتهی Scott Kosar
با هنرمندی:
Christian Bale در نقش Trevor Reznik
Jennifer Jason Leigh در نقش Stevie
Aitana Sánchez-Gijón در نقش Marie
John Sharian در نقش Ivan
Michael Ironside در نقش Miller
Larry Gilliard Jr. در نقش Jackson (as Larry Gilliard)
Reg E. Cathey در نقش Jones
Anna Massey در نقش Mrs. Shrike
Matthew Romero Moore در نقش Nicholas (as Matthew Romero)
Robert Long در نقش Supervisor Furman
اين فيلم با نام :
The Machinist (International: English title) (U.S.A) نيز شناخته میشود.
رده بندی سنی : R افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.
زمان فیلم : 102 دقیقه
ترجمه از نقد "راجر ايبرت" درباره فيلم "The Machinist":
مری به او میگوید:«اگر یک کم لاغرتر بودی دیگر وجود نداشتی»
ترور رزینک 121 پوند (تقریباً 56 کیلوگرم) وزن دارد و وقتی به او مینگری، یکّه میخوری. او یک مرد تنهاست. کسی که در محل کار آدم محبوبی نیست. همچنین تمام شب بیدار است. او محتاجانه به دو زن که با او مهربان هستند روی میآورد: استوی که یک بدکاره است و مری که پیش خدمت یک رستوران شبانه در فرودگاه است. او به مری میگوید:« یک سال می شود که نخوابیده ام.»
کریستین بِیل (بازیگر نقش بتمن در فیلم "بتمن شوالیه تاریکی") برای ایفای نقش در این فیلم بیش از 60 پوند (تقریباً28 کیلوگرم) وزن کم کرده است. حقیقتی که من آن را برای اینکه شما...
برای خواندن ادامه نقد فیلم به ادامه مطلب بروید....
به نام دوست
سلام به همه هنر دوستان
آمد تا امروز زاد روز کوروش بزرگ را خدمت تمام دوستان تبریک عرض کنم و به احترام او متن منشور حقوق بشر کوروش را برای شما در یک (pdf) اماده کردم که امیدوارم خوشتان بیایید.
زاد روز کوروش بزرگ

شما میتوانید از لینک زیر فایل را دریافت کرده و بخوانید.
متن منشور کورش با حجم ۴۴ کیلوبایت. دریافت
.
به نام دوست
سلام عرض میکنم خدمت تمام هنر دوستان و باقی بینندگان...
بدون هیچ مقدمهای بریم سر اصل مطلب ، اصل مطلب هم این که یک نقد قوب تو وب دیدم که خوشم امد گفتم برای شما همه بگذارم تا بخوانید و لذت ببرید. امیدوارم این چنین باشه.
نقد فیلم: یک بعدازظهر فراموش نشدنی یا(سگی)
توسط راجر ایبرت
مدت زمان فیلم “بعد از ظهر سگی” کمی بیشتر از یک فیلم سینمایی معمولی است و ممکن است این فکر را بکنید که سازندگان فیلم می توانستند صحنه های آغازین فیلم که مونتاژی از زندگی در نیویورک است را، حذف کنند. این برداشت های ابتدایی از واقعیت گرفته شده و به عنوان بنیان فیلم استفاده شده است. سیدنی لومت این تصاویر را ناتورالیستی می خواند. فکر کنم منظور او این است که حس و حال زندگی همه مردم در این صحنه ها جاریست. هنگامی که شما با داستان مردی روبه رو هستید که به خاطر در آوردن هزینه جراحی تغییر جنسیت دوستش دست به سرقت از بانک زده و با موقعیتی روبه رو هستید که صد ها پلیس در اطرافتان جمع شده اند و میلیون ها بیننده از طریق تلویزیون شاهد ماجرا هستند، امکان دارد بعضی ها موضوعی فرعی را در فیلم بگنجانند که از درون مایه اصلی دور بشود. اما “بعد از ظهر سگی” هرگز دچار این اشتباه نمی شود. تمام کاراکترها قابل باور هستند، با آنها احساس همدردی می کنیم، متقاعد کننده هستند و به وضعیت شان اهمیت می دهیم. درست است که فیلم دزد و پلیس مابانه است اما هیچ آدم بدی وجود ندارد. تنها مردمی کسانی هستند که سعی در پشت سر گذاشتن بعد از ظهر غریبی دارند که مثل روزهای قبل نیست....
به ادامه بروید...
.
به نام دوست
سلام به همه هنر دوستان عزیز...
امدم تا این روز را به شما عزیزان تبریک عرض کنم
عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد
عاشقان عیدتان مبارک باد

به نام دوست
سلام دارم خدمت تمام شما دوستاران حضرت علی (ع) و این روز را به تمام شما تسلیت عرض میکنم.
و امیدورام خدا در این شبها حاجتهای دل عاشقان خودش را بدهد. برای ما هم دعا کنید.
شیعیان در سوگ تو هم چو شمع میسوزند .
یا علی
به نام دوست
سلام به همه دوست داران سینما...
من چند وقتی بود که نبودم و وبلاگ کمی با افت بازدید کننده روبرو شده، ولی برای ادامه دادن به کار از امروز شروع میکنم و یک مطلب در مورد انتخاب نماینده سینما ایران برای جشنواره اسکار است، که تازه به دستم رسیده من هم برای شما میگذارم تا از این ماجرا مطلع شوید.
این روزها بحث انتخاب نماینده سینما ایران برای جشنواره اسکار مطرح است. كمتر از ۲ هفته به پایان مهلت معرفی فیلمهای غیرانگلیسیزبان به اسكار مانده است و كشورهای مختلف نمایندگان خود را معرفی میكنند. در ایران نیز این مباحث مطرح است و در این بین برخی از (خاک آشنا) ساخته بهمن فرمانآرا به عنوان فیلمی واجد شرایط نام میبرند. دیگر فیلمهایی كه میتوانند جزو این انتخاب باشند (فرزند خاک)، (به همین سادگی)، (اتوبوس شب) و (آواز گنجشکها) هستند؛ فیلمهایی كه هم برگزیده جشنوارههای مختلف ایرانی هستند و هم در حضور بینالمللی خود موفق ظاهر شدهاند. اما شرط ۷ روز نمایش پیدرپی در كشور سازنده سالها است كه سبب میشود برخی فیلمهای مطرح از این انتخاب و رقابت محروم شوند. در سالهای قبل هم این اتفاق برای فیلمی مانند (آفساید) افتاده بود.
شاید این اتفاق امسال برای (خاک آشنا) هم رخ دهد.
اگر این فیلم پروانه نمایش دریافت نكند امكان اكران یک هفتهای را هم از دست میدهد؛ امكانی كه اكنون فیلم (آواز گنجشکها) ساخته مجید مجیدی دارد. این فیلم در یک انتخاب در شهر سلماس از ۱۲ شهریور اكران شده است. به گزارش مهر با توجه به اكران محدود در شهرستان سلماس به نظر میرسد این فیلم گزینه اصلی سینمای ایران برای حضور در هشتادویكمین دوره مراسم اسكار باشد. این اكران محدود به این طریق شرط ۷ روز نمایش پیاپی آكادمی اسكار را برای فیلمهای متقاضی حضور در بخش فیلمهای خارجیزبان محقق و در عین حال ثابت میكند. ظاهرا مدیران سینمای ایران برای فرستادن آواز گنجشکها به اسكار هشتادویكم به نتیجه رسیدهاند. اكران عمومی آن از ۱۰ مهرماه در گروه سینمایی استقلال در تهران آغاز میشود. آنونس و تیزر فیلم را مهراد خوشبخت ساخته و علی وزیریان نیز پوستر آن را طراحی كرده است. همچنین جامعه فیلمسازان كرواسی فیلم <پسر هیچكس> آرسن آنتوناستوییچ را به عنوان نماینده این كشور در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان اسكار ۲۰۰۹ انتخاب كرد.
هیات منتخب وزارت فرهنگ برزیل فیلم سینمایی(آخرین توقف ۱۷۴۴) به كارگردانی برونو بارتو را برای حضور در بخش بهترین فیلم خارجی اسكار هشتادویكم به آكادمی علوم و هنرهای سینمایی معرفی كرد. همچنین به گزارش ایسنا پیش از این فیلمهای (دماغه شماره۷) از تایوان، (دونیا و دسی) از هلند، (عبور) از كرهجنوبی، (كاپیتان ابورائد) از اردن، (سفر ایساكا) از مجارستان، (جادوی من) از سنگاپور، (مابقی سكوت است) از رومانی، (رحلت) از ژاپن، (انتقام) از اتریش و (الدورادو) از بلژیك، (لحظات ماندگار) از سوئد و فیلم (انتقام) ساخته(كوئتز اسپیلمن) از اتریش به بخش نامزدهای غیرانگلیسی جوایز اسكار معرفی شدهبودند.(میز بیلیارد ۷۷ ) گراسیا كوئرختا، (گلهای آفتابگردان كور) خوزهلوئیس كوئردا و (خون ماه مه) خوزه لوئیس گارسی به فهرست نهایی نامزدان اسپانیا برای حضور در اسكار بهترین فیلم خارجی راه یافتند. همچنین بلژیک با چشمپوشی از آخرین ساخته برادران (داردن)، (الدورادو) را معرفی كرد. قرار است ۹۶ كشور جهان آثارشان را به بخش غیرانگلیسی آكادمی اسكار معرفی كنند.
به نام دوست
سلام میکنم به همه شما که به این وبلاگ سر میزنید...
بعد از گذشت چندین روز که من نمیتوانستم وبلاگ را اپ کنم برگشتم، و برای این که در آرشیو وبلاگ، نامی از ستاره بی بدیل ایران که به تازگی فوت کرد دیده بشود، تصمیم گرفتم تا بیوگرافی ایشان را در وبلاگ بگذارم و به این ترتیب یادی از ان بزرگوار کرده باشیم. {روحش شاد و یادش گرامی}.
خسرو شکیبایی در سال ۱۳۲۳ در تهران بهدنیا آمد و در ساعت ۹ صبح جمعه ۲۸ تیر ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی به علت نارسایی قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.
«خسرو شکیبایی» بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد.
او با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۱) به سینما آمد. و تا سال ۱۳۶۸ در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، ۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازیش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
در ادامه مطلب میتوانید متن کاملتری از زندگی این هنرمند را مشاهد کنید.
به نام دوست
درگذشت خسرو شکیبایی را به تمام دوستاران آن مرحوم تسلیت عرض می کنم.
به نام دوست
سلام همون طور که قول داده بودم گزارشی از سفر شان پن به ایران را برای شما اماده کردم از این که طول کشید ببخشید٬ خوب من امتحانام شروع شده بود نمی تونستم اپ کنم.
سفر شان پن به ایران:

شان پن(Sean Pen)بازیگر امریکایی که به عنوان خبر نگار روزنامه سن فرانسیسکو کرونیکل در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به ایران آمده بود .
در این گزارش آمده است :
هفته پیش از انتخابات ریاست جمهوری ایران است. نامزدها اعتبار یکدیگر را نشانه رفته اند. برخی فعالان سیاسی در تلاش برای تحریم انتخابات هستند. ترافیک و آلودگی شهر را خفه کرده است. چپگراها از نامزد ایده آلیستی حمایت می کنند که شانس پیروزی ندارد. وعاظ مخاطبان خود را به سوی راستی ها فرامی خوانند. رسانه ها تحت نفوذ قدرت حاکم هستند و اگر آن را به مبارزه بطلبند، به زندان می افتند.
دانشجویان دم از حقوق بشر می زنند و بنیادگرایان به انکار خواسته های آنها می پردازند. اینجا فرهنگی است آغشته به عشق به سینما. عشق به براد پیت، به آنجلینا جولی و هر آنچه نام استیون اسپیلبرگ بر خود دارد. اینجا سرزمین انرژی هسته ای است؛ جایی که لابی های حقوق مذهبی بطرز مؤثری مرز میان سیاست و دیانت را از بین برده اند. اما اینجا در عین حال سرزمین مردمان خوب و میهمان نواز هم هست. وقتی تیم ملی در یک رقابت بزرگ برنده می شوند، رقص و روبوسی و نوشیدنی و مواد به خیابان ها می آیند. تعداد زنان دانش آموخته دانشگاهها بیشتر می شود و مناصب دولتی را بیش از پیش اشغال می کنند. به نظرتان آشنا نیامد؟ کمی صبر کنید. زنان. به زنان نگاه کنید. همه چیز بر وفق مراد نیست. دارم به زنان فکر می کنم. اینجا ایران است.
شان پن در سفرنامه خود از ایران می نویسد: شش هفته پیش بود که با دوست نویسنده ام نورمن سولومون در اتاق نشیمن خانه من دور هم نشستیم تا درباره سفر به ایران تصمیم بگیریم. بعد با ریس ارلیچ روزنامه نگار هم تماس گرفتیم تا به ما بپیوندد. ریس بدون درنگ درخواست روادید کرد. در طی یک ماه و نیم بعد، او به نمایندگی های سازمان ملل و وزارت خانه های خارجه و ارشاد جمهوری اسلامی ایران متوسل شد و سرسختانه خلاف جهت آب بروکراسی های متعدد شنا کرد که همه اینها به گرفتن روادید خبرنگاری انجامید. پروسه گرفتن روادید چند بار برنامه ریزی ما را به هم ریخت و در برنامه سفر تغییر ایجاد کرد.
پس از اینکه ویزاها سرانجام دو روز پس از آخرین تاریخ برنامه ریزی شده حرکت ما تأیید شد، به انگلستان رفتم تا همسرم را که آنجا مشغول کار بود ببینم. بعد از ظهر روز هشتم ژوئن، مسابقه تیم ملی ایران را برابر بحرین از تلویزیون کنسولگری ایران در لندن دیدم. پیروزی ایران بر تأسف من به خاطر آخرین تأخیرمان در سفر به ایران افزود....
ادامه متن را در ادامه مطلب ببینید به همراه چند عکس از شان پن در تهران.
به نام دوست
این روز را به مادران عزیز و همچنین مادر خودم تبریک میگویم.
تولد حضرت فاطمه (س) بر دوستان مبارک.
به نام دوست
سلام به تمام شماها که از این وبلاگ دیدن میکنید.
میخواهم در مورد یکی از هنرمندان خوب سینما با شما هنر دوستان همراه شوم.
من مطلب را که میخواستم در مورد شونپن بنویسم خیلی طولانی شد پس تصمیم گرفتم این مطلب را به دو قسمت تقسیم کنم.
قسمت اول: بیوگرافی، فیلم شناسی، کارهای این ستاره و در اخر قسمتهای از نامه سرگشاده شونپن به جورج بوش.
قسمت دوم: گزارشی از سفر شونپن به ایران.
که قسمت اول را امروز بر روی وبلاگ میگذارم و قسمت دوم را چند روز بعد.
شون پن( Sean Penn) :

از هنرپیشگان هالیوودی است.
او در اوت ۱۹۶۰ در سانتا مونیکای کالیفرنیا در آمریکا به دنیا آمد. پدرش، لئو پن, کارگردان یهودی، ( که به دلیل مخالفت با مککارتیسم در لیست سیاه قرارگرفت) و مادرش خانم "ایلین ریان" یک ایرلندی-ایتالیایی و پیرو مذهب کاتولیک بود.
او دو برادر دارد به نامهای کریس پن (هنرپیشه) و ( مایکل پن (موزیسین.اولین تجربه بازیگریاش در فیلم )"Fast Times at Ridgemont High"روزهایی هیجانی در بلندیهای هیجمانت) بود. از آن هنگام تاکنون در حدود ۴۰ فیلم بازی کردهاست و برای فیلم رودخانه مرموز جایزه اسکار را دریافت کرد. او همچنین برای سه فیلم دیگر هم نامزد اسکار شده بود که عبارتاند از: من سم هستم به کارگردانی جسی نلسون ،راه رفتن مرد مرده و "Sweet and Lowdown"
در سال ۱۹۹۱ اولین کارگردانی خود را با فیلم "Indian Runner" تجربه کرد. او دو فیلم دیگر نیز با بازی جک نیکلسون کارگردانی کردهاست: "The Crossing Guard" محصول ۱۹۹۵ و قول محصول ۲۰۰۱. در فیلم قول ما شاهد حضور چند لحظه ای بازیگر بزرگ میکی رورک هستیم . زندگی شخصی وی عاری از خشونت نبود. در سال ۱۹۸۵ با خوانندهٔ موزیک پاپ مدونا ازدواج کرد. این رابطه بر اثر اعتراض ورود رسانه به حریم خصوصیاش به شدت به هم خورد. همچنین در آن زمان گویا به خاطر حادثهای دستگیر هم شد. بعد از مراحل دادگاه در سال ۱۹۸۹ از هم جدا شدند. بعدها پن با روبین رایت ) هنرپیشه) آشنا شد و در سال ۱۹۹۶ در حالی که دو بچه از ازدواج پیشیناش داشت با او ازدواج کرد.
در اکتبر ۲۰۰۲ پن مبلغ ۵۶.۰۰۰ دلار برای یکسری تبلیغ به واشنگتن پست پرداخت کرد که در آن تبلیغات، از جرج بوش، رئیس جمهور امریکا، خواسته میشد روند خشونتها را پایان ببخشد. تبلیغات به صورت نامههای سرگشاده نوشته شد و در جهت مخالفت با حمله احتمالی به عراق و جنگهای ضدتروریسم بود.
او در دسامبر ۲۰۰۲ سفر کوتاهی به عراق داشت و در ژوئن ۲۰۰۵ نیز در سفری پنج روزه به عنوان خبرنگار روزنامهٔ سانفرانسیسکو کرونیکل از ایران دیدار کرد. و مجموعه گزارشهای خود از رویدادها و مصاحبههای پیش از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران را در روزنامهٔ سانفرانسیسکو کرونیکل به چاپ رساند. وی یکی از فعالان حقوق بشر در یونیسف می باشد .
فیلم ها:
پسرهای بد(۱۹۸۳).
غافلگیری شانگهانی، همراه با مدونا(۱۹۸۶).
رنگها (۱۹۸۸).
راه کارلیتو، همراه با آل پاچینو(۱۹۹۳).
دور کامل (U Turn) همراه با جنیفر لوپز .(۱۹۹۷)
بازی، همراه با مایکل داگلاس .(۱۹۹۷)
خط نازک قرمز .(۱۹۹۸)
من سام هستم .(۲۰۰۱)
همه چیز در مورد عشق .(۲۰۰۳)
رودخانه مرموز .(۲۰۰۳)
۲۱گرم، همراه با بنیسیو دل تورو(۲۰۰۳).
ترور ریچارد نیکسون .(۲۰۰۴)
مترجم .(۲۰۰۵)
همهٔ مردان شاه(۲۰۰۶).
در ادامه مطلب مطالبی در مورد شون پن و نامه سرگشاده ایشان به جرج دبلیو بوش به همراه چند عکس.
به نام دوست
سلام به سینمایها و دوستان محترم...
قصد دارم امروز یکی دیگر از هنرمندان ( هنرمند در عرصه کارگردانی سینما) ایران را برای شما معرفی کنم و امیدوارم از این معرفی ایرانی راضی باشید.
این چهره برای معرفی...
محسن مخملباف

محسن مخملباف، (متولد ۸ خرداد ۱۳۳۶)، نویسنده و کارگردان ایرانی است. وی متولد تهران است. پیش از انقلاب اسلامی بیش از چهار سال به علت فعالیتهای سیاسی در زندان سواک بودهاست. پس از انقلاب آزاد میشود و به فعالیتهای فرهنگی روی میآورد. مخملباف در حال حاضر به همراه همسرش، مرضیه مشکینی (همسر سابق وی فاطمه مشکینی خواهر مرضیه مشکینی، دختر آیتالله علی مشکینی بر اثر آتش سوزی در گذشت)، و فرزندانش، سمیرا، حنا و میثم، خارج از ایران زندگی میکند.
وی در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ در جشنواره فیلم کن اعلام کرد «اگر من یا اعضای خانوادهام کشته شویم، کار حکومت ایران است.»
در ادامه مطلب میتوانید: بیوگرافی کاملی به همراه فیلمشناسی، جوایز بین المللی، نویسندگی، کارگردانی،عکس و... این کارگردان که یکی از افتخارات ایران است و اینکه در اصتلاح در تبعید میباشد را ببینید.
به نام دوست
جک نیكلسون:شايد «جک نیكلسون» پس از چهار دهه فعاليت در عرصه سينما كه سه دهه از آن توام با شهرت بوده است معروفترين ستاره زنده هاليوود باشد بهطوری كه حتی با بردن نام كوچک او همه متوجه میشوند سخن از نيكلسون است. در مراسم اسكار 1983 وقتی مجری گفت «جک» ميلياردها نفر كه بهطور مستقيم و غيرمستقيم مراسم را دنبال ميیكردند فهميدند منظور، جک نيكلسون است و وقتی در سال ۲۰۰۲ كتاب «آشپزی برای جک» منتشر شد، همه میدانستند اين كتاب برای هيچكس نيست جز جک نيكلسون.

جان جوزف نیکلسون معروف به جک نیکلسون (زادهٔ ۲۲ آوریل ۱۹۳۷ در نپتون، نیوجرسی) با سه جایزهٔ اسکار و هفت جایزهٔ گلدن گلوب در کارنامهٔ حرفهای خود یکی از ستارهای سینما به شمار میرود، بازیگر آمریکایی است که به آفریدن شخصیتهای عصبی مزاج و بعضاً شریر شهرت دارد.
جوایز:
برنده اسكار: ديوانه ای از قفس پريد (۱۹۷۵)- دوران مهرورزی (۱۹۸۳)- بهترين شكل ممكن (۱۹۹۷)
نامزد اسكار:- ايزی رايدر (۱۹۶۹)- پنج قطعه آسان (۱۹۷۰)- آخرين گروه (۱۹۷۳)-محله چينی ها (۱۹۷۴)
-سرخ ها (۱۹۸۱)- شرافت خانواده پريتسی (۱۹۸۵)- آيرون ويد (۱۹۸۷)-چند آدم خوب (۱۹۹۲).
در مورد زندگی جک مطالبی گفته شده که بنده هرآنچه که شنیدم و خواندم را در اینجا میآورم!
۱:جک نیکلسون در ۲۲ آوریل ۱۹۳۷ در شهر مشیگان به دنیا آمد. مادرش جون فرنسس نیکلسون (جون نیلسون) یک رقاص کاباره(showgirl) بود. شش ماه قبل از بدنیا آمدن جک، مادرش با مردی از همکاران خود بنام دونالد فورچیلو که اصالتاً ایتالیایی بود ازدواج کرده بود. مادر جون اصرار شدیدی داشت که دخترش به کار رقصندگیش ادامه دهد و داشتن فرزند، وی را مجبور به کناره گیری از شغلش نکند. بنابراین نگهداری جک را عهده دار شد. در مورد اینکه دونالد فورچیلو واقعاً پدر اصلی جک است یا نه، اختلاف نظر وجود دارد. خود دونالد این گفته را انکار میکند. جک نیکلسون نیز تا به حال حاضر به انجام آزمایش DNA برای مشخص شدن هویتش نشدهاست. نیکلسون در گفتگو با مجلهٔ تایم گفتهاست، سرپرستان واقعی او در واقع مادربزرگ و پدربزرگش بودند و خواهر خود را به عنوان مادرش خواندهاست.
۲:مادرش صاحب يک پيرايشگاه و پدرش خانواده را ترک گفته بود. در سن ۱۷ سالگی و در كاليفرنيا به عنوان يک پادو در كمپانی M.G.M مشغول به كار شد . همانجا بازيگری آموخت. و در بسياری از نمايشها و برنامه های تلويزيونی بازی كرد.
براي اولين بار در سال ۱۹۵۸ در فيلمی به نام كودک كش فرياد بزن (راجر كورمن) بازی كرد. اما با بازی در ايزی رايدر (دنيس هاپر، ۱۹۶۹) بود كه به شهرت رسيد و كانديد جايزه اسكار شد.
اما مجسمه طلايی اسكار را برای اولين بار برای بازی در فيلم ديوانهای از قفس پريد در سال ۱۹۷۵ بدست آورد.او تا به حال در نقشهای متفاوتی ظاهر شده است.جک نيكلسون در سال ۱۹۷۱ به كارگردانی روی آورد.
در ادامه مطلب: زندگینامه٬ فیلمشناسی٬ عکس و مطالبی دیگر از این ستاره سینما خواهید دید.
به نام دوست
سلام خدمت تمام دوستان محترم و هنر دوست.
چهارشنبه سوری شما دوستان مبارک.
امیدوارم ایام به کام باشد و روزهای خوبی را سپری کنید و با خرید و خونه تکونی به استقبال عید نوروز و بهار بروید.
امروز با معرفی یکی از اثار سینما در خدمت شما هستم اثری از برادران کوئن که فیلمی را خلق کردنند که به ذهن مردم سپرده شد.
این فیلم با نام:No Conutry For Old Men که فارسی آن میشود:برای پيرمردان هيچ جايی وجود ندارد. برنده جایزه اسکار سال ۲۰۰۸ شد. و در مقایسه با فیلمهای که اسکار گرفتند جای خوبی را به خود اختصاص داد.به نظر من این فیلم کار خوبی خواهد بود در سینمای جهان برای آموختن روش فیلم سازی.

فیلم فوق برنده جوایز اسکار در بخشهای دیگری نیز میباشد که عبارت است از:
در بخش کارگردانی برادران کوئن(Joel Coen & Ethan Coen) که سازنده این فیلم میباشند جایزه اسکار را به خود اختصاص دادند.
در بخش بهترین نقش مکمل مرد Javier Bardem (خاویر باردم) هنرپیشه نقش مکمل همین فیلم جایزه اسکار را به خود اختصاص داد.
در بخش بهترین فیلمنامه اقتباسی برادران کوئن برای همین فیلم جایزه اسکار را کسب کردن.
و این فیلم در بخشهای دیگری نیز نامزده گرفتن جایزه بود.
معرفی فیلم:
ژانر: درام* هیجانی * وسترن * اجتماعی
کمپانی ارائه دهنده:Paramount Vantage , Miramax Films
زمان:۱۲۲دقیقه
تاریخ اکران: November 9th,2007(limited)
درجه بندی: Violence and som language R For strong graphic
کشور سازنده: آمریکا
لوکیشنهای فیلم: تگزاس آمریکا * سنتافه نیومکزیکو * مارفا تگزاس آمریکا
سال ساخت:۲۰۰۷
نظر سنجی یاهو:B+
نظر منتقدین:A
نظر ناقابل بنده:B
یو اس باکس آفیس:$۵۸٫۵۶۳٫۵۶۷
خلاصه: در مورد یک کلانتر کار کشده است که به دنبال یک قاتل حرفه ای می افتد و این قاتل هم به دنبال و...
به علت و جود صحنه های خشن دیدن این فیلم برای افراد ۱۸+ توسیع میشود.
شما متوانید نام کامل بازیگران و سایر عوامل را در ادامه ملاحضه کنید به همراه صحنه های از فیلم.
به نام دوست
سلام عرض میکنم خدمت تمام هنر دوستان به خصوص آنهای که اهل سینما هستن.
امروز با بیوگرافی یکی از هنرمندان در ژانر کمدی آشنا میشویم. امیدوارم کوتاه ولی کافی باشه.

بیوگرافی رضا عطاران:
به شدت رک گوست و کمتر از خودش تعریف می کند.
به غیر از بازیگری و کارگردانی در مواقع بیکاری مجسمه های چوبی می سازد و گه گداری هم نقاشی می کند.
تماشای مسابقات فوتبال را از تماشای فیلم های سینمایی بیشتر دوست دارد.
متولد 20 اردیبهشت 1347 در مشهد مقدس.کار هنری را از سال 1359 آغاز کرد.
8 سال در کانون پرورش فکری و کودکان و نوجوانان تئاتر کار می کرده.
سال 74 ازدواج کرد و از زندگی مشترکش هم راضی است.زیاد دست و دلباز نیست و زیاد اهل دادن هدیه هم نیست و گاهی اوقات هدیه هایی...
***باقی بیوگرافی در ادامه مطلب...***
به نام دوست
جوایز بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر چند روز قبل اهدا شد و طی آن به همین سادگی ساخته میر كریمی به عنوان بهترین فیلم و همچنین هنگامه قاضیان به عنوان بهترین بازیكن نقش اول از این فیلم در حالی اهدا شدند که فیلم های شایسته یا به دلایلی از بخش مسابقه جشنواره حذف شده بودند و یا كاندیدا نشده بودند!
گلشیفته فراهانی برای بازی در فیلم دیوار از جمله كسانی بود كه بازی هنرمندانه و زیبایش در این فیلم به چشم داوران نیامد و البته بازیگرانی همچون حامد بهداد!

و اما برندگان سیمرغ ها ششمین جشنواره فیلم فجر:
سیمرغ بلورین بهترین فیلم:سیدرضا میركریمی (به همین سادگی)
سیمرغ بلورین بهترین كارگردانی:
مجید مجیدی (آواز گنجشكها)
دیپلم افتخاربهترین كارگردانی:
خسرو معصومی (باد در علفزار میپیچد)
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه:
سیدرضا میر كریمی و شادمهر راستین (به همین سادگی)
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد:
امین حیایی (شب)
لیست کامل برندگان سیمرغ در ادامه:
به نام دوست
سلام دوستان امروز با یک مصاحبه و بیوگرافی از الیزابت امینی خدمت رسیدم امیدوارم خوشتان بیاید.
بیوگرافی:
اليزابت امينی متولد اسفند ماه سال 1354 در تهران و مجرد می باشد. وی تحصيلات خود را در رشته روان شناسی نيمه کاره رها کرده و به علت علاقه به حرفه بازيگری به مطالعه و تحصيل در اين زمينه اقدام نمود.
اليزابت امينی دوره آموزش بازيگری را ابتدا در سال 1376 در آموزشگاه پويا شروع و به طور حرفه ای وارد کار تاتر شده و با دو تاتر کودک به گروه تاتر بزرگسالان وارد شده و برای اجرای نمايش سنگين الکترا مدت يک سال به تمرين این نمايش پرداخت که با کم لطفی هيات بازبينی مواجه شد و اين تاتر به روی صحنه نرفت.
اليزابت امينی با فيلم(خواب سفيد) وارد عرصه بازيگری شد و با مجموعه تلويزيونی(همسايهها) به عرصه تلويزيون آمد.
امينی در مجموعه (كمكم كن) خيلی زود در قالب نقش مادر ظاهر شد و در مجموعههای تلويزيونی (مونس)،(قصههای من و پوتی) و (دريا در غربت) دوباره اين نقش را تجربه كرد؛ اما به ياد ماندنیترين حضور او در تلويزيون مربوط به نوروز 84 و نقش (فروغ) در مجموعه تلويزيوني (وفا) میشود. در این گفتوگو امينی از حضورش در مجموعه تلويزيونی (دريا در غربت) گفتو دلخوریاش از تغييراتی كه در مجموعههای تلويزيونی اعمال ميی شود.

در ادامه مصاحبه با الیزابت امینی را مشاهده کنید.
یا علی.
به نام دوست
سخنی درباره صوفی کیانی:
صوفي كياني و خاطره اسدي از ميان داوطلبان زياد حضور در آخرين فيلم صدرعاملي، براي بازي در دو نقش اصلي فيلم انتخاب شدند. سوفي كياني در نقش آيدا بازي كرد كه نقش اول فيلم بود و خاطره اسدي هم در نقش دوست شيطان آيدا يعني ساناز. دوستي اي كه از فيلم شروع شد و در دنياي واقعي هم تا به امروز، ادامه پيدا كرده است. خاطره اسدي، سال آخر رشتة نمايش دانشگاه آزاد است و پيش از اين فيلم، تجربة بازي در دو تا سريال را هم داشته. ولي صوفي كياني، پيش از اين، تجربة بازي نداشته و هنوز به كنكور هم نرسيده. چون مجبور شده به خاطر بازي در اين فيلم، بي خيال پيش دانشگاهي شود. كياني از بازي آل پاچينو، موسيقي ونجليز و مهرجويي خوشش مي آيد. ولي اسدي از رابرت دنيرو، موسيقي فيلم سفيد و آبي و كيميايي خوشش مي آيد. داغ ترين بخش گفت وگو هم كل كل آن ها بر سر كارگردان هاي محبوبشان بود كه بنا به دلايلي، آن قسمت را در گفت وگو نياورديم. كل كلي كه بيش از هر چيزي، دنياي سادة دو تازه وارد به دنياي پيچيدة سينما را نشان مي داد. دو تازه واردي كه انگار هنوز با روابط عجيب و غريب و دنياي كمي تا قسمتي تيره و تار پشت صحنة سينما آشنا نشده اند.
همه انتظار داشتند صوفي كياني مثل ترانه عليدوستي بدرخشد. ولي اين طور نشد.

واكنش خودتان وقتي اولين بار، فيلم را ديديد، چي بود؟
صوفي: بار اولي كه فيلم را ديدم، اصلا از فيلم، هيچي نفهميدم. چون فقط خودم را مي ديدم. همه اش فكر مي كردم چرا اين طوري هستم و ... حالم بد شده بود. بار دوم...
باقی متن در ادامه مطلب میباشد...